ضرورت ایران: چگونه آمریکا و اسرائیل میتوانند خاورمیانه جدیدی را شکل دهند

خلاصه
مقاله "ضرورت ایران" به نوشته آموس یادلین و آونر گولوف در فارن افرز، محوریت شکلدهی به خاورمیانه جدید توسط آمریکا و اسرائیل را با تمرکز بر مهار یا تغییر رفتار ایران مطرح میکند. تز اصلی بر این فرض استوار است که ایران، با سیاستهای منطقهای و برنامه هستهای خود، عامل اصلی بیثباتی در منطقه است و لذا هرگونه معماری امنیتی جدید در خاورمیانه باید با رویکردی قاطعانه در قبال تهران همراه باشد. این دیدگاه، همکاری استراتژیک واشنگتن و تلآویو را برای دستیابی به اهداف منطقهای حیاتی میداند. پویاییهای قدرت کلیدی در این تحلیل شامل محور آمریکا-اسرائیل در مقابل محور ایران و متحدانش (که اغلب به عنوان "محور مقاومت" شناخته میشود) است. این مقاله به طور ضمنی بر تقویت ائتلافهای منطقهای ضدایرانی، از جمله عادیسازی روابط اعراب و اسرائیل، به عنوان ابزاری برای ایجاد یک جبهه متحد علیه نفوذ ایران تأکید دارد. این رویکرد، توازن قدرت منطقهای را به سمت بازیگران همسو با غرب متمایل میسازد و به دنبال کاهش نقش ایران در معادلات امنیتی و سیاسی منطقه است. پیامدهای استراتژیک این دیدگاه برای خاورمیانه عمیق و چندوجهی است. از یک سو، میتواند منجر به افزایش تنشها و رقابتهای ژئوپلیتیکی شود، زیرا ایران به احتمال زیاد در برابر هرگونه تلاش برای انزوای خود مقاومت خواهد کرد. از سوی دیگر، این رویکرد ممکن است فرصتهایی برای همکاریهای امنیتی جدید و تثبیت نسبی در برخی حوزهها ایجاد کند، البته به بهای تشدید قطببندیها. برای ایران، این تحلیل به منزله یک هشدار استراتژیک است که نشان میدهد قدرتهای غربی و منطقهای به دنبال تغییر وضعیت موجود به ضرر منافع تهران هستند و این امر میتواند به افزایش فشارها، چه دیپلماتیک و چه اقتصادی، و حتی احتمال مواجهه نظامی منجر شود. به طور خلاصه، این مقاله نه تنها یک تحلیل از وضعیت موجود، بلکه یک نقشه راه پیشنهادی برای سیاستگذاران آمریکایی و اسرائیلی است تا با استفاده از اهرمهای قدرت خود، از جمله توان نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک، و همچنین تقویت ائتلافهای منطقهای، ساختار امنیتی خاورمیانه را به گونهای تغییر دهند که نفوذ ایران مهار شده و منافع غرب و اسرائیل تضمین شود. این چشمانداز، مستلزم بازتعریف روابط منطقهای و احتمالاً تغییرات اساسی در دینامیکهای قدرت کنونی است.
نکات کلیدی
- ۱ایران به عنوان عامل اصلی بیثباتی در خاورمیانه معرفی شده است.
- ۲آمریکا و اسرائیل میتوانند خاورمیانه جدیدی را شکل دهند.
- ۳همکاری استراتژیک آمریکا-اسرائیل برای مهار ایران حیاتی است.
- ۴تقویت ائتلافهای منطقهای ضدایرانی (مانند توافقات آبراهام) مورد تأکید است.
- ۵فشار اقتصادی و نظامی علیه ایران به عنوان ابزارهای اصلی مطرح شدهاند.
مقاله ضرورت ایران "چگونه آمریکا و اسرائیل می توانند خاورمیانه ای جدید را شکل دهند"، به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه ایالات متحده و اسرائیل میتوانند در شکلدهی به یک خاورمیانه جدید نقشآفرینی کنند، با تمرکز اصلی بر چالشهای ناشی از سیاستهای ایران. این تحلیل، ایران را به عنوان یک عامل اصلی بیثباتی منطقهای معرفی میکند و استدلال میکند که برای ایجاد یک نظم جدید و پایدار در خاورمیانه، لازم است رویکردی جامع و قاطع در قبال تهران اتخاذ شود. این رویکرد نه تنها شامل مهار برنامه هستهای ایران است، بلکه به نفوذ منطقهای، حمایت از گروههای نیابتی و توسعه موشکی نیز میپردازد.
از منظر تاریخی، رقابت ایران با قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای ریشههای عمیقی دارد. پس از انقلاب ۱۳۵۷، ایران به دنبال صدور انقلاب و تقویت نفوذ خود در منطقه بوده است که این امر با منافع ایالات متحده، اسرائیل و بسیاری از کشورهای عربی در تضاد قرار گرفته است. برنامه هستهای ایران، به ویژه پس از خروج آمریکا از برجام، به یکی از پیچیدهترین و حساسترین مسائل امنیتی منطقه تبدیل شده است. این مقاله به طور ضمنی به این تاریخچه اشاره میکند و بر لزوم بازنگری در استراتژیهای گذشته برای مقابله با چالشهای کنونی تأکید دارد.
بازیگران اصلی در این صحنه ژئوپلیتیکی شامل ایالات متحده به عنوان قدرت فرامنطقهای با منافع گسترده، اسرائیل به عنوان یک بازیگر منطقهای با نگرانیهای امنیتی حیاتی، و ایران به عنوان یک قدرت منطقهای با اهداف هژمونیک هستند. علاوه بر این، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی، که خود را در رقابت مستقیم با ایران میبینند، و همچنین بازیگران غیردولتی مانند حزبالله در لبنان و حوثیها در یمن، که به عنوان متحدان ایران عمل میکنند، نقشهای مهمی ایفا میکنند. ترکیه و روسیه نیز به عنوان قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای، با منافع خاص خود، بر این پویاییها تأثیرگذارند.